کاپیتان جوردن رایت، فرمانده واحد ویژه پیادهنظام، به همراه سربازانش برای شرکت در عروسی آلبرتو، تفنگدار و پزشک واحد، به یک شهر کوچک در مکزیک میروند. جشن عروسی که قرار بود لحظهای شاد باشد، ناگهان با حمله وحشیانه کارتل به رهبری بیکر، به فاجعه تبدیل میشود و یکی از عزیزانشان را از دست میدهند. جوردن با رهبری قاطع، بازماندگان را به سوی ایمنی هدایت میکند اما کارتل بیرحم تعقیبشان میکند و نبردی تمامعیار در کوهستانهای سیرا مادر شکل میگیرد. سربازان باید با سلاح محدود، دانش نظامی و پیوند برادرانهشان در برابر موج حملات مقاومت کنند…
اکشندراممعمایی
اولین دیدگاه را شما ثبت کنید!