خلاصه داستان فصل سوم: داستان دربارهی مردی به نام پپر است که بهطور اشتباهی به این تيمارستان منتقل میشود. او نهتنها باید با سیستم سخت و گاهی غیرانسانی این مرکز کنار بیاید، بلکه خیلی زود متوجه میشود چیزی بسیار خطرناکتر در راهروهای بیمارستان وجود دارد: موجودی مرموز و شیطانی که بیماران را هدف قرار میدهد. در ابتدا، کسی حرف پپر را باور نمیکند و همه فکر میکنند توهم زده یا بیمار است، اما با افزایش حملات و وحشت در میان بیماران، مرز بین واقعیت و جنون کمکم از بین میرود...
تاریخیترسناکدرامماجراجوییهیجان انگیز
واقعاً ما چرا و چطور به اینها میخندیدیم!؟
چه روزگار اسفناکی داشتیم ...
عزیز سری اول رو نتونستم پیدا کنم
زحمتت توی جواب کامنتم لینکشو بزار
ممنون
شرلوک واقعا حلالت پرچم سایتتون بالا دمت گرم مرسی که قرار دادی تشکر 🌹❤️🧿